عشق مجازی / عشق حقیقی

روزی عاشقی در خانه معشوق خویش را زد. معشوق پرسید: کیست؟ عاشق گفت: منم.... معشوق گفت:‌برو که هنوز عاشق نیستی و در عشق به راستی نرسیده ای و خامی.... وقتی بیا که پخته شوی. عاشق رفت و یکسال بعد آمد و در خانه معشوق را کوبید. معشوق پرسید: کیستی؟ گفت: تویی... آغوش گشود که بیا ...  حالا در عشق به حقیقت رسیده ای.

 

/ 0 نظر / 2 بازدید