برگی از تاریخ
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ماجرای نوشتن " مار " و کتک خوردن میرزای قمی

معروف است که میرزا ابوالقاسم قمی در حالیکه از اساتید بر جسته ی عصر خود، شده بود برای انجام وظیفه به زادگاهش یکی از روستاهای جاپلق رفته و در آنجا اقامت گزید، ملاّی روستا که در آنجا جایگاهی داشت و با ورود میرزای قمی موقعیت خود را در خطر می دید، تصمیم عجیبی گرفت، تصمیم او این بود که به هر صورت ممکن میرزا در بین مردم تحقیر نموده و اهالی روستا را وادار به اخراج وی از روستا نماید، لذا با هم فکرانش طرحی را آماده کردند، و روزی که همه ی مردم روستا در مسجد جمع بودند وسایل لازم را آماده کردند، ملاّی روستا رو به میرزای قمی کرد و گفت آشیخ اگر سواد داری بیا و اینجا بنویس "مار" میرزا که از توطئه بی خبر بود روی آن تخته یا هر چیز دیگری که بود نوشت "مار" ملاّ بلافاصله رو به مردم کرد و گفت ایّها الناس ببینید این شخصی که خود را عالم و مرجع دینی معرفی می کند حتی نوشتن مار را هم بلد نیست و بلافاصله تصویر ماری را در آنجا ترسیم کرد و گفت شما قضاوت کنید آیا اینکه من نوشته ام مار است یا آنکه این شخص نوشته است، همه یک صدا گفتند نوشته ی شما مار است با تحریک همین شخص مردم به جرم دروعگویی و ضعف علمی کتک مفصلی به میرزا زدند و او را از روستا بیرون کردند...