نوحه ای به زبان انگلیسی با ترجمه
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

 

 

سومین روز شهادت امیر عشق و عبادت و جهاد و عدالت و علم

 

 

ورحمت و رافت  حضرت  علی علیه السلام امیر المومنین  غم عظمای

 

 

 آل الله بر همه محبان تسلیت ....

 

 

 

به همین مناسبت نوحه ای جانسوز به زبان انگلیسی  با ترجمه زیبا

 

 

 

تقدیم عاشقان.....



 

 


Tears stream and voices hum

 

 

اشک ها جاری میشوند و صداها ناله میکنند

Don't go, 'Ali, please come

 

نرو,علی, برگرد

Don't go, 'Ali, please come

 

نرو,علی, برگرد

I raise my hands and pray

 

دستانم را به بالا برده و دعا میکنم

I wanted you to stay

 

کاش اینجا بمانی

I wanted you to stay

 

 

 

کاش اینجا بمانی

 

 

 

 


In my conscience there is pain and in my soul

 

it's now burning

 

وجدانم را دردی فرا گرفته و روحم در حال سوختن است

 

 

 

 


It passes by and reminds me of your death

 

when I'm crying

 

 

 

هنگامی که اشک از چشمانم جاری میشود بدن بی جان تو به یادم می آید و از جلو چشمانم میگذرد


"

 

 


Don't you go and leave me, Father" are the words I keep on saying

نرو و تنهایم مگذار پدر, تنها کلماتیست که میتوانم بگویم


And without you I cannot live past to have you here and praying

 

 

بدون تو نمیتوانم زندگی کنم و بعد از تو اینجا هیچ دعایی ندارم و همه چیز برایم هیچ است


Ah.....

 

 

آه ....


To you my words I say

 

 

به تو میگویم حرفهایم را اما


You left me and you went

 

 

تو مرا رها کرده و تنهایم گذاشتی


You left me and you went

 

 

تو مرا رها کرده و تنهایم گذاشتی


Because you are the Way

 

 

چون که تو هستی راه و طریق


I wanted you to stay

 

 

خواستم که تو بمانی...

I wanted you to stay
خواستم که تو بمانی...

I am Zainab, I'm your daughter, and I don't want you to leave me
من زینبم, دخترت و نمیخواهم که از پیشم بروی, رهایم کنی
 

How can my heart live without you when your face now I cannot see

چگونه قلب من بدون تو زنده بماند وقتی نمیتوانم دگر تو را ببینم

To the chest of wisdom, Father, you are and will always be the key

پدر, همیشه بودی و هستی کلید صندوق خرد و معرفت

Losing you has burned me, Father, and I don't think I will live

از دست دادن تو آتشم زده و دگر نمیخواهم که زنده بمانم

My voice is now humming, and my heart is burning

قلب من همیشه میگوید: کاش که نمیرفتی و میماندی


My heart is always saying

 

 

کاش که نمیرفتی و میماندی


I wanted you to stay

 

 

خواستم که تو بمانی...

 

I wanted you to stay
خواستم که تو بمانی...


Every time I see the sunshine I see your face even higher

 

 

هر بار که نور آفتاب به چشمانم میخورد, صورتت را نورانی تر میبینم

Every time I see the moonlight I look at your name, O Father

هر بار که نور ماه را میبینم نام تو در جلو چشمانم ظاهر میشود


Every time I feel the weakness saying your name makes me stronger

 

 

هر بار که ضعف و ناتوانی را حس میکنم با نام تو جان میگیرم


And without you I live in pain and my life will now get harder

 

 

برای من سخت تر خواهد شد بدون تو به سختی نفس میکشم و زندگی


Mawlai....

 

 

ای مولای من


With sorrow and with pain

 

 

با درد و غم از دست دادن تو


The sky for you will rain

 

 

آسمان برای تو اشک میریزد


The sky for you will rain

 

 

آسمان برای تو اشک میریزد


Why are you far away?

 

 

چرا اینقدر از من دور هستی ؟


I wanted you to stay

 

 

خواستم که تو بمانی...


I wanted you to stay
خواستم که تو بمانی...

 

 

شاعر : علی جابر الکاظمی

ترجمه : سید حمید هاشمی