سخنی با موعود
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

زمان ما بی امام نیست

 

بارها دیده بودمت

آن چنان که آب را در آب

و آسمان را در آبی

و سبز را در عشق

غبار ، آینه را تهمت بست

و گرنه  زمان ِ ما بی امام نیست.

کجایی که دیدارت محض است

پاهایمان خشک است و دست هایمان بی تکلیف ؟

درختان برگ ریزان دوری تواند

و قرن هاست که ایستاده اند

تا جمالت را زانو زنند.

شاخه ها ، سلامتی ات را هر لحظه در قنوت اند

بیابان ها ،  فراق تو را ترک خورده اند

و خروش می کنند دریاها اضطراب دوری ات را.

زمین آینه دار حضور توست

 تا عظمتت را بر کهکشان ها ناز برد.

فراموشی ، هدیه دشمنان توست

  تا بشریت را به خنده فریب دهند.

ما چراغانی می کنیم یادت را

  تا پادشاه شهر کوران بداند

  که چشم هایمان را فرشی ساخته ایم

  تا هر چشمی چراغی باشد بر مقدم ظهور تو