شهیدان دلم سخت تنگ شماست
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم رب الشهدا

 

الله اکبر ،سر نماز هم بعضی دست بردار نبودند.

به محض اینکه قامت می بستی،دستت از دنیا!کوتاه می شد و نه راه پس داشتی

و نه راه پیش پج پج کردن ها شروع می شد.

مثلا می خواستند طوری حرف بزنند که معصیت هم نکرده باشند و

اگر بعد از نماز اعتراض کردی بگویند ما که با تو نبودیم!!

اما مگر می شد با آن تکه ها که می آمدند آدم حواسش جمع نماز باشد؟

مثلا یکی می گفت :

_ واقعا که می گویند نماز معراج مومن است این نماز ها را می گویند نه نماز من و تو را .

دیگری پی حرفش را می گرفت که :

من حاضر هر چی عملیات رفتم بدهم دو رکعت نماز او را بگیــرم ...

و سومی می گفت : مگر می دهد پسر؟و از  این قماش حرف ها ...

. اگر تبسمی گوشه لبمان می نشست بنا می کردند به تفسیر کردن:

ببین !ببین ملائکه دارند غلغلکش می دهند.

و این جا بود که دیگر نمی توانستیم جلوی خودمان را بگیریم

و لبخند به خنده تبدیل می شد...

خصوصا آن جا که می گفقتند :مگر ملائکه نامحرم نیستند؟

و خودشان جواب می دادند:خوب با دستکش غلغلک می دهند ....

برگرفته از :فرهنگ جبهه

 

شهیدان در جوار رحمت حق اند پس چرا برای آنــها دلتنگ باشیم ٬ بــرای خـود
دلتنگ باشیم که اموات قبرستان عادات و
تعلقاتیم و گمگشته های فراموشخانه

نفس