بیایید با خدا صلح کنیم
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
بیایید با خدا صلح کنیم
 
من نمی دانم چطور امور خود را اصلاح می کنید، اما این را بدانید که جای خلوت تر از آنجا که با صانع خود هستید، نمی یابید. هیچ زنی با شوهر خود، و هیچ فرزندی با پدر و مادر خود تا این حد قرابت ندارد. نه آبرویت را می ریزد و نه به کسی چیزی می گوید. همه جزییات را هم می داند. هر چه را هم که می گویی تقربت به او بیشتر می شود. آیا کسی را سراغ دارید که مانند خداوند این گونه انیس بندگانش باشد؟
 
انسان وقتی چنین انیسی دارد ، خوب است گاهی بنشیند و با او خلوت کند، حسابهای گذشته را صاف کند، برای آینده اش هم یک کاغذ سفید بگذارد و بگوید خدایا اگر از این به بعد از ما کوتاهی سرزد تو بنویس، اگر از تو کوتاهی سر زد ما می نویسیم.
صلح با خدا را خیلی بزرگ بشمارید. صلح با خدا یعنی تسلیم اراده الهی شدن و به داده و نداده راضی بودن. خوب است مسائل را کمی حمل بر صحت کنیم. بگوییم این را نمی دانیم، شاید خوب است و ما نمی دانیم. این ابتدای صلح با خداست. آیا تاکنون نشسته ای با خدا حساب و کتاب کنید؟
 
 برای این کار بایستی ابتدا اسلحه را از خود دور کنید. خودتان را طلبکار ندانید. او را مواخذه نکنیدو خدای ما خدای خوبی است. هر کدامتان غمگین تر هست مردانه تر به میدان بیایید و با خدا صلح کنید. انسان با جنگ چیزی به دست نمی آورد.روی خندان ، روی باز و کلام زیبا داشته باشید. هم با خلق خدا و هم با خدا صلح کنید.
انشاا... صابر باشید، هر وقت در تنگنا قرار گرفتید خدا کمکتان می کند.خدا غفور است، بزرگ است. بیشتر از خودمان ما را دوست دارد. منتهی دوست دارد که ما دعا کنیم تا خودمان بهره ببریم. می گوید من کار خودم را می کنم ، شما هم مرا یاری کنید، یعنی دعا کنید. خدا که یار نمی خواهد . یاری یعنی بیایید هم مسلک من یشوید. غفار باشید ، ستار باشید. خیلی خوب است که انسان همه چیزش را از خدا بخواهد. به بچه ها یاد بدهید با خدا صحبت کنند.