زمزمه محبت
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

   

حضرت عیسی  با جمعی از یاران از راهی می گذشت ....   گروهی دلداده خدا و فراری از گناه . به ناگاه اهل عصیان و گناهی را نظر بر آنان افتاد و در دل خود بر خوبی آنان و بدی خود  اندیشید ... خود را کوچک و  حقیر شمرد ...  آتش حسرت در سینه اش افروخته شد و اشک ندامت بر گونه اش ریخته ...آهی جگر سوز از سینه خود بر کشید ... با خود اندیشید  که با همه بدی و زشتی و شهرت به فساد  ... اگر دنبال این جماعت بروم شاید مرا هم نصیبی  خیر شود ... خود را سگ اصحاب کرد وبه دنبالشان روان ... یکی از یاران عیسی علیه السلام  نگاهی تحقیر آمیز همراه با غضب به مرد آلوده کرد و از این که او همراه آنان روانه شده به شدت  ناراحت شد و از عیسی ابن مریم  خواست که  : یا روح الله  . ای جان پاک  : این آلوده ی  مشهور به فساد و زخمی گناه را کجا  لیاقت همراهی با ما  ... او را از ما بران و ما را از شرم همراهی او رها ساز ... نکند شومی گناهش ما را نیز  بگیرد و هرم آتش عصیانش دامن پاک ما را نیز شعله ور گرداند .... وجود نازنین عیسی ابن مریم در اندیشه شد تا چگونه عذر او را بخواهد ... در همین  لحظه ندا وحی الهی رسید  : یا  روح الله ... دوست خودپسند و مغرور عبادت بی مغز خود را بگو  تا عبادات از سر گیرد  چون همه ی حسناتش با این تکبر و غرور از بین رفت مثل آتشی که در هیزم خشک افتد  چرا نظر حقارت به بنده  من کرد ؟  و آن گناه کار را بشارت ده  که به خاطر آن ندامت و پشیمانی  و آن آّ ه حسرت  که به در  خانه ما آورد  راه توفیق و رستگاری را بر او گشودیم ... او که برگشت ما هم او را در آغوش لطف خود کشیدیم .... خداوند  در نامه  پر از محبتش قرآن کریم این ارتباط عاشقانه با بنده  را این چنین به زبان آورده  : ای بندگانم .. ای کسانی که بر خود اسراف روا داشته اید ( به گناه آلوده  شده اید  )  از رحمت خدا مایوس نگردید . یقینا  خدا همه ی گناهان را می آمرزد  .. مسلما او بسیار  آمرزنده  و مهربان است ...  ( سوره زمر آیه ۵۳ )