ظهور رحمت الهی به دست امام حسین ....... مشتی خاک
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم 

زنی مشغول طواف خانه خدا بود بی خبر از خویش و دلداده محبوب .مردی هم در ردیف او طواف می کرد بی خبر از خدا  و دین داده جمال زن .مرد با قصد بد به طرف زن دست دراز کرد..دستش به بدن زن چسبید جدا نشدنی ... طواف هر دو قطع شد. هر دو را با آن وضعیت  یکی ظالم و یکی مظلوم نزد امیر آوردند . فقها را جهت فتوا در این یش آمد عجیب خواستند بدون استثنا همه فتوا دادند این مرد خیانتی بزرگ مرتکب شده آن هم کنار خانه یکتا رستی و رحمت...باید دستش قطع شود.کسی از میان جمع گفت: قبل از قطع دستش به وجود نازنین امام حسین علیه السلام که کنار کعبه است خبر بدهیم واز او هم نظر بخواهیم...وقتی به آقا خبر دادند به سوی کعبه دست بلند کرد و دعا کرد و به درگاه خداوند نالید....به ناگاه دست مرد مفلوک رها شد و زن محجوب آرام شد همه با تعجب نگاه می کردند..یکی از میان جمع صدا زد این مرد را تنبیه کنیم...آقا فرمود  تو چه کاریه ای ؟ جایی که خدا  بنده آلوده را بخشیده است.؟همه خوشحال از این  رحمت الهی که به دست امام حسین علیه السلام به ظهور آمد..مناقب ابن شهر آشوب از کتاب تهذیب شیخ طبرسی