«منجی موعود»
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

اعتقاد به نجات بخش موعود «منجی»، به عنوان انسان برتری که در آخرالزمان زمین را از عدالت پر می‏سازد و انسان‏های در بند را رهایی می‏بخشد، در همه ادیان و مذاهب وجود دارد. اما آنچه در این میان شیعه را متمایز ساخته، این است که در این مذهب «منجی موعود» نه تنها به عنوان یک آرمان، بلکه به عنوان تداوم بخش رسالت انبیا، وارث اولیای الهی و در یک کلام «حجّت خدا» بر روی زمین مطرح است؛ حجّتی که زنده، شاهد و ناظر بر اعمال آدمیان است؛ حجتی که تأثیر او در زندگی فردی و اجتماعی انسان‏ها تنها به آخرالزمان و زمان ظهور منحصر نمی‏شود و وجود او در لحظه لحظه زندگی ساکنان زمین نقش دارد.

برای درک مفهوم «حجّت» و روشن شدن تفاوت میان این دو اعتقاد، به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


برای درک مفهوم «حجّت» و روشن شدن تفاوت میان این دو اعتقاد، یعنی اعتقاد به موعود، تنها به عنوان «منجی» و اعتقاد به او به عنوان «حجّت» و «منجی» لازم است که جایگاه این واژه را در قرآن و روایات مورد بررسی قرار دهیم؛ اما پیش از آن نگاهی اجمالی خواهیم داشت به معنای لغوی حجّت.

1. حجّت در لغت

«حجّت» در لغت به معنی دلیل، برهان و راهنما است. به عبارت دیگر «آنچه به آن دعوی یا مطلبی را ثابت کنند» حجّت گویند.(1)

مرحوم راغب اصفهانی نیز حجّت را اینگونه معنا کرده است:

راهنمایی آشکار به راه مستقیم و آنچه که به وسیله آن می‏توان به درستی یکی از دو مخالف پی برد.(2)

2. حجّت در قرآن و روایات

در آموزه‏های اسلامی موضوع «حجت» از جایگاه و اهمیت به سزایی برخوردار بوده و در آیات قرآن، روایات و ادعیه به جای مانده از معصومان علیهم السلام از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته شده است. به دلیل جایگاه و اهمیت این موضوع برخی از مجموعه‏های روایی شیعه؛ از جمله الکافی، بخشی را با عنوان «کتاب الحجة» به بیان روایات مربوط به این موضوع اختصاص داده‏اند.(3)

نکته دیگری که در زمینه جایگاه حجت‏های خداوند در عالم هستی باید یادآور شد، اطلاع و آگاهی آنها از اعمال مردمان است. بر اساس روایات فراوانی که از امامان معصوم‏ علیهم السلام وارد شده است، اعمال مردم هر صبح و شام به حضور حجت و امام عصر(عج) عرضه می‏شود و ایشان از اعمال خوب و پسندیده مردم شاد و از اعمال ناشایست آنها اندوهگین می‏شوند.

مهم‏ترین مباحثی که در این زمینه در آموزه‏های قرآنی و روایی مطرح شده، به شرح زیر است:

* حجت‏های الهی مایه بسته شدن راه بهانه‏جویی بر مردم :

قرآن کریم در این‏باره می‏فرماید:

رسلاً مبشّرین و منذرین لئلَّا یکون للنَّاس علی الله حجَّة بعد الرُّسل و کان الله عزیزاً حکیما(4)؛ پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا برای مردم پس از [فرستادن] پیامبران، در مقابل خدا [بهانه] و حجّتی نباشد و خدا توانا و حکیم است.

در این آیه خداوند هدف از فرستادن پیامبران را اتمام حجّت به مردم و سد کردن راه استدلال و بهانه‌جویی بر آنها دانسته است. بنابراین می‏توان گفت که انبیا «حجت» خدا بر مردم‏اند و با آمدن آنها دیگر کسی نمی‏تواند در درگاه خدا مدعی شود که چرا راه مستقیم را به ما نشان ندادی.

در دعای شریف «ندبه» به این موضوع توجه شده و پس از اشاره به چندتن از پیامبران بزرگوار الهی چنین آمده است:

 و کلٌّ شرعت له شریعةً و نهجت له منهاجاً و تخیَّرت له أوصیاء مستحفظاً بعد مستحفظٍ من مدة إلی مدَّة إقامةً لدینک و حجَّةً علی عبادک و لئلاّ یزول الحقُّ عن مقرِّه و یغلب الباطل علی أَهله و لایقول أحد لولا أرسلت إلینا رسولا منذراً و أقمت لنا علماً هادیاً فنتَّبع ایاتک من قبل أَن نذلَّ و نخزی... (5) ؛ و برای هر یک از آنان شریعتی و روشی معین کردی و برایش جانشینانی نگهبان انتخاب کردی تا یکی پس از دیگری هر کدام در مدتی معین دینت را برپا دارند و حجت بر بندگانت باشند تا حق از جایگاه خود خارج نشود و باطل بر حق‏مداران چیره نگردد و کسی نتواند بگوید: چرا پیامبری هشدار دهنده به سوی ما نفرستادی و نشانه‏ای هدایتگر برای ما به پا نداشتی تا پیش از آن که خوار و رسوا شویم از آیاتت پیروی کنیم؟

* نیاز دائمی و همیشگی به حجت:

در اعتقاد اسلامی، بشر همواره نیازمند هدایتگر بوده و به همین دلیل از ابتدای آفرینش انسان تاکنون هیچگاه جهان از پیامبران و امامان هدایتگری که حجت‏های خدا بر بندگانش هستند خالی نبوده است.

امام محمد باقر علیه السلام در این‏باره می‏فرماید:

 و الله ما ترک الله أَرضا منذ قبض آدم‏ علیه السلام إلاّ و فیها إمام یهتدی به إلی الله و هو حجَّته علی عباده، ولا تبقی الأرض بغیر إمام حجَّة لله علی عباده(6) ؛ به خدا سوگند که خداوند از روزی که آدم ‏علیه السلام قبض [روح] شد، هیچ سرزمینی را از پیشوایی که [مردم] به وسیله او به سوی خدا هدایت می‏شوند، خالی نگذاشته است. این پیشوا حجّت خدا بر بندگانش است و هرگز زمین بدون امامی که حجّت خدا بر بندگانش باشد، باقی نمی‏ماند.

امام هادی‏ علیه السلام نیز در همین زمینه می‏فرماید:

إنَّ الأرض لاتخلو من حجَّة و أنا والله ذلک الحجَّة(7) ؛ زمین هرگز از حجّت خالی نمی‏ماند و به خدا قسم من آن حجّت هستم.

از بسیاری از ادعیه، زیارات و روایت‏هایی که از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده است، چنین استفاده می‏شود که همه فیوضات و نعمت‏های مادی و معنوی که از سوی خداوند بر بندگان ارزانی می‏شود، به واسطه یا به برکت وجود حجت‏های الهی است.

* لزوم زنده بودن حجت الهی:

در روایات متعددی بر این موضوع تأکید شده که حجت الهی آنگاه بر مردم اقامه می‏شود که امام زنده‏ای در میان مردم باشد و مردم نیز او را بشناسند.

امام صادق‏ علیه السلام در این باره می‏فرماید:

إنِّ الحجَّة لا تقوم لله عزّوجلَّ علی خلقه إلاّ بإمام [حیٍّ(8)] حتّی یعرف(9) ؛ حجت خدا بر آفریدگانش تنها با امام [زنده‌ای] که شناخته شود، اقامه می‏شود.

امام رضا علیه السلام نیز به نقل از امام باقر علیه السلام چنین روایت می‌کنند:

إنّ الحجَّة لا تقوم لله عزَّوجلَّ علی خلقه إلّا بإمام حیٍّ یعرفونه(10) ؛ حجت خداوند ـ عزّوجلّ ـ بر مردم اقامه نمی‏شود مگر با امام زنده‏ای که او را می‏شناسند.

* حجت‏های الهی مایه ثبات و پایداری زمین و اهل آن:

در بسیاری روایات سخن از این به میان آمده که نبود حجت‏های الهی موجب نابودی جهان و جهانیان می‏شود. از جمله در روایتی که از امام صادق‏ علیه السلام نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش که: «آیا زمین بدون امام باقی می‏ماند؟» می‏فرماید:

لو بقیت الأرض بغیر إمام لساخت(11) ؛ اگر زمین بدون امام بماند، [اهلش را] در خود فرو می‏برد.

* امکان غیبت حجت‏های الهی:

حجت‏های الهی گاه آشکارا بر مردم ظاهر شده و به صورت عادی در جامعه حضور می‏یابد.