اللهم عجل لولیک الفرج
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ترسم آن روز که مردانِ سرانجام آیند

 این جماعت همه با بقچه‌ی حمام آیند

 

کسی گفت، چنین گفت: کسی می‌آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

ما یقین داریم، آن سوی افق مردی هست

مرد اگر هست، بدانید که ناوردی هست

ما نه مرداب، که جوییم، بیا برگردیم

و نمک خورده‌ی اوییم، بیا برگردیم

نه در این کوه، صدای همگان خواهد ماند

آنچه در حنجره‌ی ماست، همان خواهد ماند

خسته منشین که حدیبیه حنینی دارد

عاقبت صلح حسن، جنگ حسینی دارد

دشنه بردار که بر فرق کسان باید کوفت

و قفس بر سر صاحب‌قفسان باید کوفت

هرزه هر بته که رویید، به داسش بندیم

گِرد خود هر که بچرخد، به خراسش بندیم

 

عابد و زاهد و شبخیز و مسلمانایند

شیر بی‌یال و دم و اشکم مولانایند

...محرمان، باید شان سیلیِ شاید خورده

و عمل، قفل گر مرد بیاید... خورده

ترسم آن روز که از قله فرود آید مرد

سیصدو سیزده آدم نتوان پیدا کرد

ترسم آن روز که مردانِ سرانجام آیند

این جماعت همه با بقچه‌ی حمام آیند

 . ...سفر دشت غریبی است، نفس تازه کنیم

آخرین جنگ صلیبی است، نفس تازه کنیم